تکنیکموفقیت (بهبود مهارتهای فردی)

تکنیک سدونا Sedona به همراه تمرین

تکنیک سدونا (Sedona) نخستین بار در سال 1952 توسط فیزیکدانی به نام دکتر «لِستر لِونسون» (Lester Levenson) ابداع شد اما آنچه امروزه به‌عنوان روش سدونا در اختیار ما است، شکل بسیار تکامل‌یافته‌تر روش دکتر لونسون به شمار می‌رود.

گاهی باورها یا ترس‌هایی از خودآگاه ما ریشه در ناخودآگاهمان می‌دوانند که مانع موفقیتمان می‌شوند. این امر می‌تواند علت‌های مختلفی مانند علت‌های تربیتی، فرهنگی و باورمدارانه داشته باشد.

به‌عنوان‌مثال، فردی که از کودکی چنین شنیده و یا به او القا شده است که ثروتمند بودن بدون خوردن حق دیگران ممکن نیست؛ امکان دارد برای رسیدن به ثروت در بزرگ‌سالی دچار مشکل شود. این مشکل بسیار عمیق خواهد بود زیرا فرد مذکور، خود متوجه این موضوع نیست و در هر مرحله از هدف‌گذاری یا تلاش برای تحقق هدفش (ثروتمند شدن)، به‌محض نزدیک شدن به ثروت، چون ذهن ناخودآگاهش در خفا، ثروتمندان را افرادی بد تلقی می‌کند؛ با یک حرکت نسنجیده و فرمان غلط به خودآگاهِ فرد، همه‌چیز را به هم می‌ریزد و فرد مذکور به هر بهانه‌ای بالاخره دست از تلاش می‌کشد یا بدون این‌که بداند راه غلط را انتخاب می‌کند، راهی که به فقر منجر شود!

به‌عبارت‌دیگر، ترس‌های متفاوتِ پیدا و پنهان می‌توانند در ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه هریک از ما وجود داشته باشند که در کار هدف‌گذاری و تلاش برای رسیدن به خواسته‌هایمان به‌اصطلاح خرابکاری کنند. برای مقابله با چنین مسائل و ترس‌ها و باورهای بدخیم، می‌توان از تکنیک «سدونا» (Sedona) استفاده کرد.

دکتر لِستر لِونسون در سال 1909 میلادی متولد شد. او فردی افسرده به شمار می‌رفت و علت اصلی افسردگی‌ او بیماری‌های مختلفی مانند بیماری‌های گوارشی و زخم معده بود. او تا سن 42 سالگی دو بار سکته کرده بود و پس از سکته‌ی دومش پزشکانش او را جواب کردند. حالِ او به‌قدری بد بود که طبق گفته‌ی پزشکان حتی امکان داشت هنگام بستن بند کفشش دچار ایست قلبی شود! اما دکتر لِونسون با وجود افسردگی و وضعیت وخیم جسمانی، تسلیم نشد. او دست به رشته تحقیق‌هایی درباره‌ی طرز رها شدن از محدودیت‌ها و احساسات منفی درونی زد و سرانجام موفق شد روشی به نام تکنیک سدونا را ابداع کند که خود با استفاده از آن 42 سال دیگر هم زندگی کرد و در کهن‌سالی درگذشت!

بد نیست بدانید دلیل این‌که این روش به نام تکنیک سدونا خوانده شده؛ مؤسسه‌ای بود که دکتر لِونسون در شهر سدونا که در «آریزونا» ی «آمریکا» قرار دارد تأسیس کرده بود. در ضمن، این منطقه از آریزونا یکی از مناطق پرانرژی جهان محسوب می‌شود و دارای تعداد زیادی کوه‌های قرمزرنگ عجیب است. مؤسسه‌ی سدونا در اصل برای آموزش و ارائه‌ی خدمات رهاسازیِ احساسات منفی ساخته شد.

تکنیک سدونا Sedona

حال، ببینیم سدونا چیست و از چه مفاهیمی تشکیل شده است.

تکنیک سدونا دو اصل اساسی دارد:

  1. علت تمامی مشکلات در احساسات درونی ما پنهان است
  2. هر انسانی این قدرت را دارد که این افکار و احساسات منفی را (که مشکلات جسمانی افراد نیز بیش‌تر، از آن‌ها سرچشمه می‌گیرند) به‌سادگی رها کرده و کنار بگذارد.

برای انجام تکنیک سدونا ابتدا نیاز به آرامش و قبول دو اصل توضیح داده‌شده هست که اصول اساسی سدونا محسوب می‌شوند.

برخی از دوستان و هنرجویان، در برخورد اول با روش سدونا، احساس می‌کنند که این روش، خیلی ساده است و در مورد اثرهای شگفت‌انگیزی که در مورد آن در سطح جهانی سخن گفته می‌شود؛ دچار تردید می‌شوند؛ درحالی‌که سادگیِ ظاهری روش سدونا نباید باعث تردید شما در مؤثر بودن آن شود.

چنانچه تردیدی در مؤثر بودن این روش و دیگر روش‌هایی که در این فصل توضیح خواهم داد، داشتید؛ صبور باشید و با تکرار تمرین‌ها تأثیر آن را با چشمان خود ببینید.

تمرین سدونا:

در هنگام انجام تمرین تکنیک سدونا هیچ‌گونه فلز، گردنبند، ساعت مچی، دستبند و لوازم مشابه به همراه نداشته باشید. هم‌چنین نباید گوشی تلفن و وسایل الکترونیکی در مجاورت شما باشد. وجود چنین وسایلی در محل تمرین، بر انرژی حاصله از تمرین سدونا تأثیر منفی دارد.

به‌طور خلاصه، در هنگام انجام سدونا، احساس یا فکر یا موضوعی که شما را آزار می‌دهد یا مانع پیشرفت شما است را در یک جسم تجسد بخشیده و با رها کردن فیزیکی آن جسم از دستتان، از آن احساسِ آزاردهنده نیز رها خواهید شد.

توضیح این نکته ضروری است که انواع ترس‌ها، نگرانی‌ها و حتی بیماری‌ها را می‌توانید با تکنیک سدونا برطرف کنید با این توضیح که این روش به‌عنوان جایگزین درمان پزشکی توصیه نمی‌شود و روش مکمل است.

حال به توضیح نحوه‌ی انجام تکنیک سدونا می‌پردازم. به‌عنوان‌مثال، فرض کنید که برای هدف‌گذاری خود پس از انجام مراحل ذکرشده در این کتاب، به لزوم شروع کردن یک کسب‌وکار جدید مطابق با علاقه‌مندی خود رسیده‌اید. این کسب‌وکار جدید را در اینجا پرورش گیاهان آپارتمانی فرض می‌کنیم، با وجود طی مراحل هدف‌گذاری متوجه می‌شوید که برای شروع این کار احساس ترس می‌کنید و با وجود بررسی‌های منطقی بازهم این احساس ترس، دست از سر شما برنمی‌دارد.

برای رهایی از این احساس ترس یا هر احساس منفیِ دیگری که حس می‌کنید در مسیر هدف‌گذاری و رسیدن به آرزوهایتان مانع شما می‌شوند؛ باید یک وسیله‌ی نشکن و کوچک را مظهر آن احساس منفی فرض کنید و احساس منفی را در آن جسم کوچک و نشکن برای خودتان مجسم کنید.

به این کار سمبولیزه کردن آن احساس یا فکر منفی می‌گویند؛ به‌عبارت‌دیگر، شما با این کار به احساس منفی خودتان که در این مثال، عبارت از ترس است؛ شکلی نمادین می‌دهید و آن را در واقعیت تجسم می‌بخشید.

حال، در محیطی آرام که هیچ‌گونه امکان مزاحمت و حواس‌پرتی در آنجا وجود نداشته باشد؛ بر روی یک صندلی راحت بنشینید و در مورد ترسی که از شروع یک کسب‌وکار جدید دارید (و یا در مورد هر احساس یا مانع دیگر هدف‌گزاری) متمرکز شوید. ابتدا متوجه خواهید شد که فکرتان به وقایع مختلف در زمان حال، گذشته یا آینده منحرف می‌شود؛ اما باید فقط روی آن موضوع یا احساسی که شما را آزار می‌دهد تمرکز کنید؛ یعنی ابتدا لازم است که وجود چنین احساس منفی را در خودتان کاملاً و بدون هیچ پنهان‌کاری یا انکار کردن؛ احساس و تصدیق کنید.

حال، وسیله‌ای که علامت و نماد احساس ترس شما است را در دست گرفته و لمس کنید؛ برای این کار می‌توانید مثلاً از یک توپ کوچک پلاستیکی یا از یک کلیپس پلاستیکی مو یا هر وسیله‌ی نشکن و مشابه دیگری استفاده کرده و آن را در ذهن خودتان مظهر و نشان‌واره‌یِ (لوگویِ) احساس ترستان (یا هر احساس یا موضوع منفی دیگری)  قرار دهید؛ پس، اکنون وسیله‌ای که در دست شما قرار دارد همان احساس ترس شما از شروع به یک کسب‌وکار جدید است که می‌خواهید آن را آغاز کنید.

حال، چشمان خود را ببندید و از خودتان بپرسید:

 «آیا من وجود ترس از شروع به یک کسب‌وکار جدید برای رسیدن به موفقیت را در خودم قبول می‌کنم؟»

اگر آن ترس را حس می‌کنید به خودتان در ذهنتان جواب بدهید:

«بله من ترس و حس منفی خودم در مورد شروع یک کسب‌وکار جدید را می‌پذیرم و به خودم این اجازه را می‌دهم که این موضوع را به‌طور کامل احساس کنم و بر حس کردن این ترس متمرکز می‌شوم. من این حس ترسی را که دارم، در آغوش می‌گیرم و وجودِ حس منفی‌تر س از شروع به یک کسب‌وکار جدید را در خودم قبول می‌کنم»

حال، وسیله‌ای را که در دست خویش دارید کمی فشار دهید و آن وسیله را که نماد و مظهر احساس منفی و ترس شما است را کاملاً حس کرده و بر روی آن متمرکز شوید.

لازم به توضیح است که علت انجام این مرحله در تمرین تکنیک سدونا این است که انسان فقط چیزی را قادر است تغییر دهد یا رها کند که ابتدا بتواند وجود داشتنِ آن را کاملاً تأیید کرده و بپذیرد.

حال، در ادامه‌ی تمرین از خود بپرسید:

«آیا الآن و در لحظه‌ی فعلی، احتیاجی به باور داشتن به احساس ترس و نگه‌داشتن این حس منفی در خودم دارم؟»

سپس کمی به نتایج نگه‌داشتن حس منفیِ آن ترس در خود و شرایطی که از عدم آغاز به یک کسب‌وکار جدید می‌تواند برایتان به وجود بیاید فکر کنید و بر آن متمرکز شوید.

وقتی واقعاً به این نتیجه رسیدید که حفظ و نگه‌داشتن احساس ترس از شروع یک کسب‌وکار جدید؛ هیچ فایده‌ای برای شما ندارد؛ بگویید:

 «نه. نیازی به نگه‌داشتن احساس منفیِ ترس از شروع یک کسب‌وکار جدید ندارم»

در ادامه از خود بپرسید:

«آیا من می‌توانم و میل دارم که این احساس را رها کنم؟»

طبیعی است که پاسختان چنین خواهد بود:

«بله»

در این مرحله از خودتان بپرسید:

«چه موقع باید این احساس ترس را رها کنم؟»

بازهم طبیعی است که وقتی نیازی به نگه‌داشتن حس منفی ترس نداشته باشید، جوابتان چنین خواهد بود:

 «همین حالا»

در این هنگام، دستتان را به سمت روبرویتان دراز کرده و آن وسیله را که برایتان علامت و نماد احساس بدِ ترس است را با باز کردن دستتان رها کنید؛ سپس نفسی عمیق بکشید و به درون خودتان متمرکز شوید.

اگر دیدید که هنوز آن احساس ترس در درونتان وجود دارد، این تمرین را دوباره و دوباره انجام دهید. حتماً لازم است که صبور باشید و تمرین را هرروز تکرار کنید تا به‌این‌ترتیب، ناخودآگاهتان برنامه‌ی جدید را بپذیرد.

دقت کنید که اگر هنگامی‌که از خود می‌پرسید: «آیا می‌توانم و میل دارم که این احساس را رها کنم؟»؛ حس کردید که هنوز نمی‌توانید یا نمی‌خواهید احساس منفی و درنتیجه وسیله‌ای را که علامت و نماد احساس منفی است را از دستتان رها کنید؛ کمی دیگر به خودتان اجازه بدهید که آن حس منفی را احساس کنید و بر آن متمرکز شوید. در چنین حالتی (در مثال فوق) باید به خود بگویید:

«داشتن حس ترس نسبت به آغاز یک کسب‌وکار جدید چه فایده‌ای برای من خواهد داشت؛ جز این‌که مرا هرچه بیش‌تر تخریب کند؟ من که قادر نیستم با ترسیدن به موفقیت برسم؛ پس اعتراف می‌کنم که این عمل و این احساس منفیِ ترس از شروع یک کسب‌و‌کار جدید، فایده‌ای برای من ندارد»

در حین گفتن این سخنان، دوباره جسمی را که در دستتان نگه داشته‌اید به‌عنوان نماد آن حس ترستان؛ به‌طور کامل لمس کنید و بعد، دوباره از خودتان بپرسید:

«آیا الآن نیازی به باور داشتن به احساس منفی ترس و یا نگه‌داشتن این احساس منفی دارم؟» و سپس مراحل بعدی را ادامه دهید تا زمانی که به حالتی برسید که احساس ترس و درنتیجه، وسیله‌ای که در دستتان نماد احساس منفی ترس است را بتوانید طبق ترتیبی که پیش‌تر گفته شد؛ رها کنید.

البته گاهی این امکان هست که در همان بار اول و در نیمه‌ی پرسش‌وپاسخ‌هایی که با خود انجام می‌دهید؛ آن احساس منفی و آن جسم نمادین را از دستتان رها کنید؛ یعنی در هرلحظه از تمرین تکنیک سدونا امکان این هست که به نتیجه‌ی نهایی برسید و مشکلتان برای همیشه حل شود.

لازم به توضیح می‌دانم که محدودیتی برای تعداد و زمان تمرین سدونا وجود ندارد و شما در هر زمان و به هر تعداد (بسته به نیازی که به این تمرین حس می‌کنید)؛ می‌توانید آن را انجام دهید.

نتیجه‌ مفید این تمرین و مداومت بر آن، بسیار بیش‌تر از آن است که پیش از تجربه کردنش می‌توان تصور کرد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

70 + = 72

دکمه بازگشت به بالا
بستن